
عزت و شوكت ما نقش حبابي دارد
تا به هر گوشه كسي چشم پر آبي دارد
نكني مهر و صفا با دلِ خاك ، ابرِ سياه !
آهِ خشكيده لبان خانه خرابي دارد
طعنه ي تلخِ كلاغ و گلِ پژمرده ي باغ
هجرتِ بلبلِ عاشق چه عذابي دارد
آنهمه تابش خورشيد شده قسمتِ تو
رحمتي كن سوي صحرا كه صوابي دارد
آنطرف ريزشِ تيزي است به پيمانه ي گل
اينطرف بزمِ فلك ! ميل كبابي دارد
آنكه از عشق و وفا بر حذرت مي دارد
عاقلي هست كه در دست كتابي دارد
عاقبت صيد كند پيكِ اجل كبكِ خرام
مرگ شاه است ! بسر چشم عقابي دارد
گفته بودي كه مرو از پي آن زلفِ كمند
سَرِ بالا شده بر دار ! جوابي دارد؟؟
|
+| نوشته شده توسط
محمد قدیمی در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391
|